محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

301

رشحات البحار ( فارسى )

پديد امده است كه خداوند تعالى براساس مقام خالقيت خويش انها را ايجاد كرده است . سپس براساس مقام بارى بودن خويش تركيب نموده و [ با مقام صورتگر بودن خود ] ان را به صورت منى حالت داده است و . . . تا آنجا كه مىفرمايد : فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً و به استخوان‌ها گوشت پوشانديم . همچنان فرموده است : هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ بدن دوم نيز به اين صورت به وجود مىآيد كه از حركت دورى اين اجزاى مادى بخار خاصى پديد مىآيد كه همان روح سحابى صبابى است . همچنان‌كه خداوند متعال فرموده است : الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً « 1 » همانا كسى كه براى شما از درخت سبز آتش آفريد كه منظور از « الشجر الاخضر » ، بدن نباتى است و منظور از « نار » همان روح بخارى گرم است . و پس از ان به ترتيب انفصالى ميان بدن و روح ايجاد شده ، اشاره كرده و فرموده است : ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ « 2 » سپس آن را آفرينش تازه‌اى داديم . بر اين اساس دانسته مىشود كه بدن مادى و بدن برزخى ، علت اعدادى روح ايجاد شده ، هستند . پس مىتوان گفت كه زمينه حصول ان در بدن و بلكه در روح بخارى وجود دارد . مقدمه دوم [ روحى كه به مجرد ظهور ، خود را ادراك مىكند ، امرى انشايى است ] روحى كه به مجرد ظهور ، خود را ادراك مىكند ، امرى انشايى است كه پس از تمام شدن حدوث بدن متعلق به ان ، حادث مىشود و نسبت به بدن ،

--> ( 1 ) . يس ( 36 ) : 80 . ( 2 ) . مؤمنون ( 23 ) : 14 .